تبلیغات اینترنتیclose
عاشق و اشفته بودم ( مونا برزویی )
پیچک ( مونا برزویی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

عاشق و اشفته بودم .. به کسی نگفته بودم
لب پنجره برای ...............دیدن تو رفته بودم

 



ساعتم گفت : دیگه دیره!..نکنه خوابت بگیره!
...یار بیاد گم کنه راه و....تو دل این شب تیره!

 



اینه گفت با ناامیدی... : تازگی خودت رو دیدی؟
اون دیگه بر نمی گرده... خودتم به این رسیدی!


جیرجیرک خوند که دوباره... : خدا اون روزو نیاره
ماه و میدن .. به شبی که ...لااقل ستاره داره!

 



قاب عکس سرش رو کج کرد...
گریه ... خودکار و فلج کرد...


شونه دست کشید رو غم هام
دلخوشی با اینه لج کرد............

 

 

 

 

مونا برزویی

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 3, | بازديد : 153