تبلیغات اینترنتیclose
واره های کوتاه و پررنگ سبز ( مونا برزویی )
پیچک ( مونا برزویی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

واره های کوتاه و پررنگ سبز

روش گلای بنفش

تو هر کدوم یه زنبور

دورش سه تار قرمز

سه تار زرد

طوری که زعفرونارو لگد نکنم میدوئیدم !

دیر پا شدم ! زعفرون و باید قبل از آفتاب چید

تا زنبورا نیومدن!

چه بچه ی زشت بی دندونی ام!

همه جا تو عکسا چند تا علف رنگ و وارنگ گرفتم دستم

که بهشون می گفتم گل!

باغ بالاشون توت فرنگی و گردو داشت

با گلای کوکب زرشکی

شرط میبندم نمیتونی مث من گردو بشکنی!

باغ پایین گیلاس و سیب

با گلای رز درشتی که وقتی هر کدوم و میخواستی

 بو کنی همه ی صورتتو می پوشوند!

از اون رزا که تو هیچ گل فروشی پیدا نمیشه! با یه عطر غریب!

نزدیک چاه گلای وحشی صورتی در می یومد

گفته بودن اونجا نریم ولی من میرفتم!

یه بچه ی کم حرف لجباز زشت! که مصمم بود

 از اون علفای صورتی تو دست گلش داشته باشه

حتی به قیمت افتادن تو چاه! از اون سگ بزرگم(سبو) نمی ترسید!

تو حیاط درختا تو این فصل سال دونه های

 ریز سفید شبیه پنبه میریختن سرت!

یه بهشت واقعی بود ..

میتونم یه کتاب از قشنگیاش بنویسم!

کاش بر می گشتم.....

من خسته م.......

خسته م..................................

 باز پیدایش نکردی بی گمان!

گوش کن! دارد به تو می خندد او

از صدای خنده اش پیداش کن

یا صدای آن النگوهای او!

یک بغل گلهای وحشی چیده ست

عطر گلها در هوا آمیخته

دستهایش کوچکند و گاه گاه

چند شاخه توی راهش ریخته

رد ِ گلها را بگیر.. او را بیاب

قبل از آنکه .............

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 9, | بازديد : 455