تبلیغات اینترنتیclose
ترانه های مونا 2
پیچک ( مونا برزویی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

گفتی بارانی

ولی نباریدی

گفتی انسانی

ولی از رنجاندن نترسیدی ..........


 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 176

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

برایت یک بغل ایینه چیدم
که وقتی امدی از دورها باز
جهانم پر شود از بودن تو
کنم با بال چشمان تو پرواز

نمی ایی چرا ؟ گلها که پژمرد !
چرا این بار اینقدر دیر کردی ؟!
نمی دانی فراموشی گناه است ؟
خیالم را کمی دلگیر کردی

چه تاریک ست این راهی که رفتی!
نه اوایی ، نه امیدی ، نه نوری
چه سنگین است بر من سرزنشها
زبانهایی که می گویند : ! کوری !

نه حتی سایه ای از دور پیداست
که من از او بپرسم وقت چند است ؟!
کدامین روزها اینجا نشستم!؟
تنیدم بر خودم تاری که تنگ است

هوا سرد است اما اشکهایم
کمی تب دار می ریزد به دامن
نگاهم سرد و اشکم داغتر شد
مگر از تو چقدر راه ست تا من ؟



تمام لحظه ها چشم انتظارم
واینجا می نشینم تا بیایی
تجسم میکنی لبخندها را
و اغوشی که بر من می گشایی..........

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1383/5/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 159

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

چه کسی پیدا خواهد کرد!
بعد تو
شاخه گلی را که میان مشتت پنهان بود؟*

شرممان باد
که ندانستیم فرق احساس گل سرخ و کلم را !*
نشنیدیم
دراین شهر پر از همهمه
اندوه قلم را !

کودکی رفت
گریخت !!!
از میان غم این مرثیه ها
مداحان
کرکس ها
حلواها
طعم گس خرماها
......

اینجا
تهران!
باز گم میشود ارام ارام

عکس یک کودک مستاصل پاک
اندیشه کنان

بی پژواک...

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1383/5/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 161

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

در بهار سبز چشمانت
شاپرکهای نگاهم را
دور فانوس درخشان خیالت بال و پر دادم

ولی افسوس سوزاندی نگاهم را
بهارم را
و رقص بالهایم را

و در خوابم به شهر سنگی قلبت سفر کردم
ندیدم نام من
شهزاده ی شهر دلت باشد
تو بشکستی خیالم را
و خوابم را
دل پر درد و اهم را

دویدم سوی لبخندت
ولی در سایه ها گم شد
سراب بودن با تو
چو جادویی که باطل شد

تو گریاندی نگاهم را
بهارم را
و بغض بی صدایم را...........

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 156

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


چقدر دوری ! از جاده هایی که مرا به اینده می برند...
و ترن هایی که مرا از گذشته می کوچانند

این چند پله ی اخر را
بدو!
که دستهایم منتظرند....


خدا کند روزی که باورت خواهم کرد
تو در کنارم باشی
انچنان بی پروا، که از عریانی کلامت به خود بلرزم
انچنان گرم ، که از تب نفسهایت بسوزم
و انچنان نزدیک که از نوازش پلک هایت بمیرم


مرگ در اغوش پرعطش تو
مثل خواب در دریاست
می خواهم باورت کنم
بیا
ای محال نزدیک من
بیا

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 158

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

چکید دوباره رو دلم ، اشکای من یکی یکی
این همه بغض و غصه رو جز تو برم بگم به کی ؟

چینی تنهایی من شکسته شد با نفسات
تو قاب قلبت جا شدم مثل عزیزترین کسات

تازگیا واسه چشام گریه رو کردن قدغن
مگه می شه گریه نکرد ؟! دلم گرفته گل من

کوچه ی بی حضور تو ، همیشه بن بست غمه
تو اونی که ساده نرفت ، از دل من ، مثل همه

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 160

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خوب حالا دخترک پنهان شده
پشت کاج سبز احساسش به تو
دوست دارد تا تو پیدایش کنی
تا بگوید رازهایش را به تو

باز پیدایش نکردی بی گمان !
گوش کن دارد به تو می خندد او
از صدای خنده اش پیداش کن
یا صدای ان النگوهای او

یک بغل گلهای وحشی چیده است
بوی گلها در فضا امیخته
دستهایش کوچک اند و گاه گاه
چند شاخه توی راهش ریخته

رد گلها را بگیر ، او را بیاب
قبل از انکه وقت بازی سر شود
زود پیدا کن مبادا دخترک
خوابش اید چشمهایش تر شود !

باز هم چشمان خود را بسته ای ؟!؟
قهر کردی یا زدنیا خسته ای
باز کن چشمان خود را باز گو
تو به دختر بچه ای دل بسته ای.

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 186

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

ای پریزاد قشنگم ، همدم این دل تنگم
تورو بخشیدم عزیزم ، مگه من مثل تو سنگم ؟!؟

اون روزو یادم نمی ره ، که تو روبروم نشستی
پر کشیدم سوی چشمات ، ولی تو چشات و بستی !

تو می خواستی دل تنگم ، اگه عاشقه بمیره
من نخواستم اه سردم ..... دامن تورو بگیره

خورده تیکه های قلبم...... نکنه زخم کنه پاتو!
اه حسرتم نگیره...... روزگاری سر راتو !

پریزاد... گریه نکن چون ... راه ما از هم جدا بود
عشق ادم به پـــریـــزاد...... از همون اول خطا بود

شنیدم ، شهر پریها ... ادما رو را نمی دن !
من پری نیستم و می رم .... که تو رو به ما نمی دن

ای پریزاد قشنگم ...... گریه بسه بت سنگم!
تورو بخشیده عزیزم ....... دل تنگم ......دل تنگم....

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 192

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

من و یه خواهر کوچولو .... با موهای دم موشی
تو کوچه های کودکی ....... شیطنت و بازیگوشی

حیاط سبز خونمون .... پر از صدای خنده بود
تو بازی قایم موشک .... همیشه اون برنده بود

خط خطی مشق شبم ..... کار خودش بود همیشه....
هیچکی به من نگفته بود ..... بچگیمون تموم می شه

نفهمیدیم چه جور گذشت !!! ..... بزرگ شدیم یواش یواش
تا که یه روز یکی اومد ...... یه دسته گل اورد براش

به شهر قصه پا گذاشت .... عروسکاشو جا گذاشت
پشت سرش پنجره ی تــنهائــیامو واگذاشت

.....
من و یه خواهر کوچولو .... با موهای دم موشی
گذشتیم از بچگیا ........ خاطره شد بازیگوشی ...

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1383/4/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 204

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


بیزارم از چشمهایی که به من می درخشند
بیزارم از بوق ماشینهای حریصی که ارامش

 یک پیاده روی ساده را از من می دزدند
بیزارم از لبهای شهوت
از چشمهای دروغ
ازباتلاق شانه هایتان

میخواهم مثله نعنایی تنها
کنار پله ها برویم
کجاست دستان شیرین مادربزرگم
که مرا ببوید و بر دامانش بخواباند و لای روسری اش گره بزند!


صداتان
طعم سیگار می دهد
من ماههاست رژیم سکوت گرفته ام
باد
قبل از شما
مرا خواهد برد.

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 154

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

دیر اومدم ، وقتی رسیدم.... رفته بودی


دیدارمون شد تا قیامت ، گفته بودی
وقتی رسیدم توی سرمای تن خاک

اروم و خوشبو مثل گلها خفته بودی....


مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 174

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اینجا در تقویمم
اخرین ماه بهار است ولی
پشت این پنجره ها پاییز است

پشت این پنجره ها
عابران بی لبخند
بی پرسش
بی تماشا حتی
می گریزند ز هم.............

.....
اخرین ماه بهار است ولی
برگها می ریزند
چشمها میسوزند از سیلی باد


خیره می مانم بر ژست کلاغی تنها
و نفسهایم در حسرت یک قاصدکند..............

اخرین ماه بهارست
ولی
باز هم
در دل من
پاییز است...


 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 164

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

دیر اومدم ، وقتی رسیدم.... رفته بودی

دیدارمون شد تا قیامت ، گفته بودی

وقتی رسیدم توی سرمای تن خاک

 اروم و خوشبو مثل گلها خفته بودی....

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 166

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اینجا در تقویمم
اخرین ماه بهار است ولی
پشت این پنجره ها پاییز است

پشت این پنجره ها
عابران بی لبخند
بی پرسش
بی تماشا حتی
می گریزند ز هم.............

.....
اخرین ماه بهار است ولی
برگها می ریزند
چشمها میسوزند از سیلی باد


خیره می مانم بر ژست کلاغی تنها
و نفسهایم در حسرت یک قاصدکند..............

اخرین ماه بهارست
ولی
باز هم
در دل من
پاییز است...

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 458

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

ما گمشده در قعر دو دنیای جداییم

 


هر چند که در عالم خود نیز غریبیم

 


در چشم من و تو رخ مهتاب یکی نیست

این گونه بیندیشیم و خود را نفریبیم

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 2, | بازديد : 151

صفحه قبل 1 صفحه بعد