تبلیغات اینترنتیclose
ترانه های مونا 10
پیچک ( مونا برزویی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 به هر جهت شِـی کیت آپ شـِکِر یـم!!

 

 

 

 

نه میشه راه و برگردم..

نه با تقدیر می سازم ...

نه حتی این قدمهامو تحمل میکنم بازم !

تو این دریای طوفانی محاله دیگه پیدا شم

بگو که بعد  از این دنیا

کجا منتظرت باشم؟؟

 

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 440

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

از این دردی که من دارم

کسی چیزی نمیدونه

تا وقتی دوری از آتیش ...

قضاوت کردن آسونه

 

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 514

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

  

تو اوج آسمون بودم .. به یه دیوار برخوردم

نپرس از کی تورو میخوام!؟...

 قدمهامونو نشمردم!

چه بی رحمی که فردا رو

بهم حالا نشون میدی !!

و اینجا آخر ِ دنیاست !

تو دستاتو به اون میدی !

تنم می لرزه رو پاهام ..

مثِ سقفی که سنگینه

کسی که دوستش دارم

منو حتی نمی بینه !

*نه میشه راه و برگردم !

نه با تقدیر می سازم

نه حتی این قدمهامو

تحمل میکنم بازم

تو این دریای طوفانی ..

محاله دیگه پیدا شم

بگو که بعد از این دنیا

کجا منتظرت باشم!؟

 

 

 

مونا برزویی

 

http://mb2004.persianblog.ir/1387/5/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 424

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از آغوشِ امنت جدا میشدم ..

 پلاکِ تو از صورتم کنده شد..

دلِ من مثِ دشتی از قاصدک...

 سر ِ راه طوفان ... پراکنده شد..

صدای النگوم وقتِ وداع ..

 به دستام پیچید و تکرار شد...

دوییدم که " بابا ! نبوسیدمت !"......

 و انگار ..

این آخرین بار شد...

یه وقتایی حس میکنم تشنه ای .....

میخوام اون کویر و پر از گل کنم..

به چشمای معصوم ِمادر بگم :

بذار دردو با تو تحمل کنم!

به هر زخم ِ تو قلبِ مادر شکست..

هزاران دفه با تو مجروح شد ..

کنارِ تو جنگید از راه ِ دور....

به جای تو ... پشتِ سرم کوه شد ...

من از جنگ چیزی ندارم بگم ..

 که هر سایه از جنگل و قبر کرد

شقایق گذشت و فراموش شد...

ولی تا ابد مادرم صبر کرد...

 

 

مونا برزویی

 

http://mb2004.persianblog.ir/1387/4/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 278

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

من مث یه تک درختم که شکوفه کرده پاییز

گلی که شکفته اما توی یه فصل غم انگیز

 

 

مونا برزویی

 

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 174

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

من کجای زندگیتم..

 

 

زیر و رو میشم هنوز از کمترین آشفتگیتم! *


خیلی دوست دارم بدونم .. من کجای زندگیتم!!

باز واسم درددل کن..  من همه دنیامو میدم

واسه تکرار یه جمله که یه شب از تو شنیدم...

 

من به تو نیاز دارم.. برگای تقویم و کندم..

بذا با روزای روشن همه زخماتو ببندم

من به تو نیاز دارم... تکیه کن به شونه ی من

هر جا دستامو بگیری میشه سقف خونه ی من....

 

اگه باور کنم تقدیرو......  می میرم!

چقدر این لحظه های تلخ زیبایی ! ...

سکوتت بین ما فاصله می ذاره ...

چطور برم سفر وقتی تو تنهایی؟

 

 

من به تو نیاز دارم برگای تقویم و کندم

 

بذا با روزای روشن همه زخماتو ببندم

 

من به تو نیاز دارم تکیه کن به شونه ی من

 

هر جا دستامو بگیری میشه سقف خونه ی من

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1387/3/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 206

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


یا تو زیباتر شدی ! ....
یا چشام بارونیه ! ..

 


این قفس بازه ولی....
قلب ِ من زندونیه..
ـ
من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت !
تو نباشی می پره عطرتم از پیرهنت...
ــ
میخـوام آروم شم!!
تـــــو نمی ذاری!

 


هر دو بی رحمن : عشق و بیزاری!

 


همه دنیامو زیرو رو کردم
تو رو شاید دیر آرزو کردم !
ــ
ـ
قدمای آخرو آهسته تر بردار !
واسه من کابوسه فکر ِ آخرین دیدار !

 


بغض ِ این آهنگ مارو تا کجاها بُرد!
شایدم تقدیرمو امشب به رحم آوُرد !
ـ
به تلافی ِ اونهمه تلخیم !
گله هاتم طعم  ِ عسل شد

 


غم معصومانه ی چشمات..
به تبسم ِ تازه بدل شد

 


میشه با من هزار و یکسال..
به بهانه ی قصه بمونی!؟


همه مرثیه های سکوتم ..
به بهار ِتو باغ غزل شد......

 

 

 

 مونا برزویی

 

http://mb2004.persianblog.ir/1387/2/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 229

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

زندگی ادامه داره  .... حتی وقتی تو نباشی

اگه آشنا بمونی ...یا مث غریبه ها شی

حتی وقتی واژه عشق ... با خیانت هم نفس شه

یا اگه تموم دنیا واسه پرامون قفس شه

نه خزون .. نه بهار .. انگاری روزگار .. تو رو از دل من می رنجوند

اینکه تو هر قدم می گذشتی ازم .. قلبمو می لرزوند

زندگی ادامه داره ... به جلو قصه ی تکرار

حتی وقتی نبض ساعت .. بخوابه رو دست دیوار

کسی پله های عمرو ..به عقب بر نمیگرده

ولی میتونه ببینه .. که گذشته ها چه کرده

نه خزون .. نه بهار .. انگاری روزگار.. تو رو از دل من می رنجوند

اینکه تو هر قدم می گذشتی ازم .. قلبمو می لرزوند

آخرین لحظه ها یادتو از پاهام قدرت رفتن و می گیره

زندگی جاریه بی حضورت ولی شکل یه راه تیره ....


 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1387/1/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 306

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

اسم تو نجاتم داد، از دامن تاریکی

شب عطر گل آورده، یعنی که تو نزدیکی...

خاطرات من با تو کوتاهه ، ولی کم نیست

من گذشتم از دنیا ، غیر از تورو یادم نیست

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 206

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

به خبرای قاصدک شک می کنم
 
 
 
 
 

دیر آرزو کردم تو رو .. دستای تو تنها نبود!
دنیا زیادی خوب شد! تردید من بیجا نبود

ــ
پرواز می کردم ولی راه رسیدن بسته بود
خوردم به سقف آسمون .. دنیا به شب پیوسته بود

ــ

اونکه تو رو داره عجب خوشبخت و رویایی شده!
حتما قشنگه ! عاشقه! با تو تماشایی شده!

ــ
اما چرا حتی یه بار همرقص و همراهت نبود!؟
موهای رو شقیقه هات خاکستری شده چه زود!*

ـ
چشمات هزارو یک شبه اما پر از افسانه نیست!
رو گونه هات عطر خوش نوازشی زنانه نیست

ـ
مرداب چشمای منو بازم پراز گل میکنی!
دیدم که تنهایی ته دردو تحمل میکنی!

ـ
بین منو تو فاصله ست اما فقط یک صندلی
موهامو وا کردم یه شب زخماتو می بندم ولی...

ـ
دور پرستوهای اشک قفس نمی کشم چرا؟
منو بغل کن و ببین!!!! نفس نمی کشم چرا!!؟

 

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 243

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بین من و تو فاصله ست

 اما فقط یک صندلی

موهامو وا کردم یه شب

زخماتو می بندم ولی

دور پرستوهای اشک

 قفس نمیکشم چرا؟

من و بغل کن و ببین!!!

نفس نمی کشم چرا !!

 

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 573

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

به جای اینهمه کویر حسرت

قرار شد بینمون دریا بذاری

تو از عادت.. چی میدونی .. که میخوای..

به این زودی

منو تنها بذاری!؟

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 208

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

منـو

با اسم کوچیکم صدا کن !

همین حالا که بغضم تو گلومه

بگو اون پیرهنت...

که بیشتر از من

گرفته عطر دستاتو

کدومه؟

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 180

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آدمای رنگ و ورارنگ اومدن به شهر چشمام..

 ولی با اینهمه آدم .. بعد تو همیشه تنهام..

تو که اینجا رو هرگز نمیخونی میدونم!

 الان شاید با خودت میگی مونا گرفتار زندگیشه فراموشم کرده! ..

من حساب روز و ساعت ندیدنت و دارم!

هر بار ساعت دوازده شب میگم امروزم گذشت و....

شمردن سخته ها! 

خوابتو دیدم دیشب!

گفتی ترانه هامو شنیدی!

 تو خوابم باور نکردم... 

 

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1386/10/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 161

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

یه قاصد خبرم داد

که آفتاب لب بومه

نوشتم رو تن شب

که خوشبختی تمومه.

 

 

...مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 10, | بازديد : 221

صفحه قبل 1 صفحه بعد