تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( مونا برزویی )
پیچک ( مونا برزویی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مونا برزویی

 

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی

حالا که عاشقت شدم تـو اعتنا نمیکنی ! *

دلتنگتر میشم ولی نشنیده میگیری منو

هنوز همه حال ِ تو رو از من فقط میپرسن و....

با اینکه با من نیستی .. دیوونه میشم از غمت

اصلا نمیخوام بشنوم که اشتبا گرفتمت !

داشتن ِ تو کوتاه بود.. اما همونم کم نبود

گذشته بودم از همه ....هیچ کس به غیر تو نبود *

حقیقت و میدونی و ازم دفاع نمیکنی...

کنار تو می میرم و تو اعتنا نمیکنی !

مردم تو رو از چشم ِمن امشب تماشا میکنن

فردا غریبه ها منو پیشِ تو پیدا میکنن !!

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری *

 به روم نیاری که چقد میخوام که از پیشم نری *

هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم *

حتی واسه ی رفتنت پیش ِ همه محکوم شدم*

 

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 1+12, | بازديد : 741

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

چی تو چشاته که تو رو انقد عزیز میکنه ؟

این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه !

اینکه نگات نمیکنم یعنی گرفتارِ توام !

رفتن همه .. ولی نترس! منکه طرفدار ِ تـوام

هر چی سرم شلوغ شد رو قلبِ من اثر نذاشت

بدونِ تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرورِ لعنتیم

هیچوقت نخواستم ببینیم تو لحظه ی ناراحتیم

میخواستم نبخشمت !!! .... یکی ازت تعریف کرد !

دیدن ِ تنهایی ِ تو منو بلاتکلیف کرد..

 بیا و معذرت بخواه !!!! از جشنی که خراب شد !

از اونکه واسه انتقامم از تو انتخاب شد !

 از  هدیه های بی جواب.. از بوسه های اشتباه *×

 از گریه های بی پناه  .. بیا و معذرت بخواه *×

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 1+12, | بازديد : 728

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اگه مـن عاشـق ِ دیـــــوار بودم ! ترک میخورد و یه پنجـره میشد
اگه غـــم ِ چشامـو آینـه می دید ... دلش درگیـر ِ این منظره میشد
اگه تنهائیـمـو به شب میگفتم همه شهـر و برام بیـدار میکرد
اگه با کـوه درددل میکـردم صدامـو لااقـل تکرار میکرد !
......
نشون میدی به من بی اعتنایی! تـو رو میخوام ولی به چه بهایی ؟!؟
شایـد با مهربونـی ِ زیـادم .. خودمـو اشتبـاه توضیح دادم ! . . .

اگه مـن عاشـق ِ دیـــــوار بودم ! ترک میخورد و یه پنجـره میشد
اگه غـــم ِ چشامـو آینـه می دید ... دلش درگیـر ِ این منظره میشد
اگه تنهائیـمـو به شب میگفتم همه شهـر و برام بیـدار میکرد
اگه با کـوه درددل میکـردم صدامـو لااقـل تکرار میکرد !

 


منم اونکه میـون ِ شب ِ تیره .. نتونست هیچکی نادیده م بگیره !!
همونکه با نگاهش به تو فهموند ، میشه مغــرور بود اما نرنجوند ..
میرم جایی که گریه م بی صـدا شه .... فراموش کردنم آسـون نباشه !
از این تقـدیـر می لرزه وجودم
مـن امتحانمو پـس داده بودم !

 

 

 

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 1+12, | بازديد : 772

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 سراغتو میگیرم از دوستات ..

 تو خبر نداری از این ارتباط !

 اتاقم پر از هدیه هایی شده

 که جرات ندارم بیارم برات!

 میدونی کیا دوستت دارن و

غرورت نمیذاره نزدیک شن ؟

 میترسن که با اخم ِ بی رحم ِتو

جوابی بگیرن که کوچیک شن !

 چرا حق نمیدی به من که بخوام

 حتی با خیال ِ تو همخونه شم؟

 وقتی سایه میندازن اون مژه هات

 روی صورتت ..

 پاک دیوونه شم!

  تو میتونی با لمس ِ بازوی من یخ

ِ قلبمو متلاشی کنی

 اونقدر خوبی واسه زیبا شدن

 نیازی نداری تلاشی کنی!

 چقد دوست دارم که چشمات مث ِ

 یه دشت ِ پر از اسبای وحشیه

 بهت دل سپردم مهم نیست که

 

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 1+12, | بازديد : 820

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

به اندازه ی تو کسی نیست که بتونه غمم و کم کنه

بدونه یه وقتایی لازمه که تنهام بذاره و ترکم کنه

کسی نیست مثل تو با صداش بخوابمو رو ابرا بیدار شم

همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد .. اسممو به یادم آورد

منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد

 

به اندازه ی تو کسی نیست که دستام به دستاش عادت کنن

یه جوری کنارم نشستی همه به آرامش من حسادت کنن

کسی نیست مثل تو با صداش بخوابمو رو ابرا بیدار شم

همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد .. اسممو به یادم آورد

منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد *

 

 

مونا برزویی

 

http://mb2004.persianblog.ir/1391/1/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 1+12, | بازديد : 892

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

از این راهرو یک نفر رد شده

که عطرش همونه که تو می زنی

برای به زانو در آوردنم

تو از مرگ حتی جلو میزنی

 از این راهرو یک نفر رد شده

مث ِ وقتایی که تو ناراحتی

نفس میکشم با تمام وجود

عجب عطر خوبی زده لعنتی

صدات میکنم تا همه بشنون

جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست

من اونقد شکستم حس میکنم

که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست

 یه جوری دلم تنگ میشه برات

محاله بتونی تصور کنی

گمونم نمیتونی حتی خودت

جای خالیتو تو دلم پر کنی

از این راهرو یک نفر رد شده...

____ 

الان ایکاش نزدیک ِ تو بودم

تو این راه ِ مه آلود ِ شمالی

با این آهنگ دارم دیوونه میشم !

پر از بغضم .. فقط جای تو خالی..

 

ما با هم تا حالا دریا نرفتیم ...

از اون خونه .... از این دنیای خودخواه.....

تو رو شاید یه روزی قرض کردم !

به اندازه ی یه سفر ِ کوتاه

 

تو مغروری ... نمی ذاری بفهمم

که احساست به من تغییر کرده

دلت از آخرین باری که دیدی م

توی آغوش ِ سردم   گیر کرده !

 

چه خوبه پیرهن ِ منو بپوشی!

بهم تکیه کنی تا خسته می شی

تا بارون بند می یاد بمونی پیشم..

تو اینجوری به من وابسته میشی!!

 

میخوام تو آینه ها بهتر از این شم!

نگاه ِ من نوازشم بلد نیست!

به خاطر ِ تو التماس کردم

با لبهایی که خواهشم بلد نیست!

 

میخوام محکم نگه دارمت این بار

تو که باعث دلتنگیم می شی

بلایی به سر خودم می یارم!

که به چشمای من تسلیم میشی !

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 719

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یه غریبه
 

یه غریبه با من تو این خونه ست
 

که به تـــو خیلی شباهت داره  !!

پیرهنی که تنشه مال توئه!

جاى تــــو گوشی رو بر میداره !

همون آهنگی رو که دوست داشتی
 

با خودش تو خلوتش می خونه !

ولی با من سرده .. با اینکه ....

همه چیز و راجع بم میدونه !

 منو می بوسه و بی تفاوته !

 باورم نمیشه اینه سهمم !!

دیگه انگار بین ما چیزى نیست !

وقتی لمسم میکنه .. می فهمم !

..

اولین بار بهش شک کردم....

وقتی دیدم که دروغم میگه !!!!!!!

 

وقتی دیدم که به سمتش میرم...

از نگاش گرم نمیشم دیگه !!

 

یه غریبه که صداش مثل توئه
 

ولی حرفاش مثِ حرفاى تـو نیست
 

وقتی می شینه کنارم انگار
 

دوس دارم بگم :  نشین !  جاى تــو نیست !!

  این نمی تونی تو باشی! مگه نه ؟

خالیه از تــو
.... فقط جسم ِ توئه!

هر جا که هستی
.... منو میشنوى
بگو این یه سایه
 

هم اسم توئه !

 

 

 

 مونا برزویی

 

http://mb2004.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 745

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

در ترانه های من می توانند
 
 جلوی بوسه ها را بگیرند

 هیچکس باخبر نخواهد شد

  آن شبی که خدا را بگیرند

 من ساکت تر از قبل هستم ..

 کاری هم با سیاست ندارم

 خواستم بنویسم... هیلا ..

 آخ! دیدم شجاعت ندارم!!

 آخ دیدم که می ترسم از درد

.. از تحقیر .. کتک... از شکنجه

 پشت آن میله های شب آلود..

 زیر حرفم اگر بزنم چه!!؟

 نه ! من عاشقانه می نویسم

 خوب شد اسم من ممنوع بود!

 بنویس نقطه چین به جای مونا

 بنویس نقطه چین ترسو بود

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 720

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

نزدیک میشم 

نزدیک میشم وقتی حواست نیست

اونقد که مرزی جز لباست نیست !

 

از پشتِ سر چشماتو میگیرم

بگو کی ام ؟ وگرنه می میرم ...

 

نزدیک میشم وقتی حواست نیست

اونقد که مرزی جز لباست نیست

 

از پشت سر چشماتو میگیرم

بگو کی ام که برگشتم !؟

بگو !  وگرنه می میرم

 

 منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی

شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی

 

 منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست

که با تموم دلتنگیش تولد ِ تو دعوت نیست !

 

 شاید از صورت ِخستم.. از این لحن ِ غم آلودم

بفهمی من کی ام امشب ! کجای زندگیت بودم !

 

نمیخواستم بدونی تو چرا به گریه افتادم ...

اگر اصرار میکردم تو رو از دست میدادم ! . . .

 

 منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی

شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی !!

 

 منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست !

که با تمام ِ دلتنگیش ! تولد ِ تو دعوت نیست !

 

 

مونا برزویی

 

http://mb2004.persianblog.ir/1390/4/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 789

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی اعتمادم کن به همه ی دنیا

یا اینکه با من باش

کنار ِ من.. تنها

کنار ِ من تنها

 

کنار ِ من تنها ...

 

از اولین جمله ت ..

فهمیده بودم زود ...

عشقای قبل از تـو سوتفاهم بود !

اونقدر می خوامت همه باهات بد شن

با حسرت هر روز از کنار ِ ما رد شن

 

حالم عوض میشه

حرف ِ تو که باشه

اسم ِ تو بارونه ..

عطر ِ تو همراشه

 

اون گوشه از قلبم که مال ِ هیچکس نیست

کِی با تو آروم شد ؟

اصلا مشخص نیست..

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1390/4/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 751

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

تصویری از تـــو :)   
 
 
 

اونروز عاشق میشدم انگار با همه وجود

فرقی نداره جای تو کی پشت اون پنجره بود

من فکر میکردم که تو دلیل این علاقه ای

وقتشه برگردم ولی به زندگی واقعی

وقتی تو رو می خواستم اونقدر رفتی سمت باد

تا احتیاج من به تو مفهومشو از دست داد

تنها که بودم ساختم اون چهره ی خیالیتو

عکس تو بیشتر از خودت پر کرد جای خالیتو

نیومدی دنیای من حتی شب تولدت

من زندگی کردم ولی با فکر تو نه با خودت

تصویری از تو ساختم اما جلوم وامیستی

ثابت کنی که خود تو به اون قشنگی نیستی

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 754

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

منهای گل

 منهای حضور زنان

 منهای  ساز ، موسیقی،  عطر

 منهای نام علی و فاطمه 

خدا را در خانه خودش

غریبانه یافتم

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 922

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

کدامین درخت

امسال

  با نخستین شکوفه ها به شهر من

 حرفی از بهار  خواهد آورد ؟

 

 

مونا برزویی

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 718

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

صبحت پر از دیدار...


.... چشم ِ جنگل تره

زیر ِ بال و پَر ِ خروس ِ خورشید

دشتا رنگی میشن

از تو افسانه ها

پریای سپید میرن به ابر    و

دیوا سنگی میشن ..

عطر ِ تو کافیه بپیچه توی شهر

تا هر درخت و پُر ِکندو کنه !

می رسی آسه تا مژه های سیات

از کوچه ی من خواب و جارو کنه ...

 

صبحت یه زیتون زار...

یه مزرعه گندم

صبحت پُر از لبخند..

به خاطر ِ مردم !

 

 

مونا برزویی

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 894

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

با اینکه مثلِ روز برام روشنه بالاخره باید ازت جدا شم....

 وقتیکه اینجوری نگام میکنی... نمیتونم دوسِت نداشته باشم!

 حتی سکوت که میکنی اینروزا برای من شبیه ِ درددله

وقتیکه اینجوری نگام میکنی.. نفس کشیدنم برام مشکله..

مقاومت نمیکنم تا چشمات بگیرنم شبیه یه فراری

وقتی که اینجوری نگام میکنی بوسیدنی ترین لبا رو داری ...

با تو چه خواب آلوده میشه چشمام..میونه شب دنیا اومدی لابد

هر اشتیاقی و که ممنوع شده چه ساده میشه باتو مرتکب شد

با من راحت باش تا بتونم نوازش و تمرین کنم دوباره

قضاوت هیچکی دیگه به جز تو  برای من اهمیت نداره

 

 

 

مونا برزویی

http://mb2004.persianblog.ir/1388/12/

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه های مونا 12, | بازديد : 791

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 11 صفحه بعد